Posted: Sun Aug 10, 2008 5:17 pm Post subject: کتاب اندیشکده ایران و یونان
مسئله اي که مرا به تهيه اين کتاب تشويق کرداين بود که از دوران نوجواني و زمانيکه به مطالعه علاقه مند شدم همه جا سخن از فلاسفه غرب و انديشه ها و افکار آنان بود کتابها و منابع ما سرشار از جملات فلاسفه غرب بود آنها را به عنوان درسهاي زندگي گنجانده بودند . آيا ما در ايران فيلسوف و انديشمند نداشته و نداريم ؟!که بخواهيم همواره بت هاي اروپايي را ستايش کنيم از سخنوران غرب بتي ساخته شده که اهل سياست و علما و محققان معاصر نيز در سخنانشان به عقايد و نام آنها اشاره مي نمايند بر آن شدم کاري کنم که جوانان کشورمان با وضوح بيشتري اصل جريان را ببينند . لذا با قرار دادن جملات سقراط ، افلاطون و ارسطو که حاکمان انديشه غرب هستند در کنار سخنان انديشمند کشورمان ارد بزرگ به ايرانيان يادآوري نمايم که ما چه در گذشته و چه در عصر حاضر متفکريني داشته و داريم که بتوانيم با مطالعه سخنانشان در پيچ و خم زندگي راههاي بهتر زندگي کردن را بيابيم و بدانيم که ديگر زمان الگو برداري از انديشه هاي بيگانگان تمام شده است ...
اين مجموعه را تقديم ميکنم به استاد عاليقدري که درست انديشيدن را به من آموخت
1---
سقراط : تحمل ظلم از ارتکاب آن بهتر است
افلاطون : مرد را به قدرت بازويش امتحان كنيد نه به قول او .
ارسطو : چون اکثريت شهروندان از طبقات فقير جامعه مي باشند و تعداد ثروت مندان اندک است ، پس مي بايست دولت خواسته افراد بي چيز را برآورده کند.
ارد بزرگ : آنکه بر کردار خويش فرمانروايي کرد و دليرانه بسوي راه هاي نارفته رفت بي شک آموزگار آيندگان خواهد شد .
2---
سقراط : هر چه جست و جو کردم ، کسي را نيافتم که به ناداني خويش اعتراف کند ، پس من که خود مي دانم از همه نادان ترم ، داناترين مردمان هستم .
افلاطون : هنر را برخاسته از خيال است و در پائين ترين مرتبه هستي و شناسايي جاي دارد .
ارسطو : آن جا كه طبيعت نتواند مرد بيافريند زن را خلق مي كند و زنان را داراي كمبود دركيفيت هستند .
ارد بزرگ : آرمان را نبايد فراموش ساخت اما مي توان هر آن ، به روشي بهتر براي رسيدن به آن انديشيد .
3---
سقراط : نه اينگونه نيست که هرکس پيروز باشد بر حق است.
افلاطون : خدا سرچشمه همه چيز نيست، بلكه تنها سرچشمه نيكي است .
ارسطو : اظهار نظر در باره يک خانه منحصر به معمار نيست بلکه کسي که در خانه زندگي مي کند نيز صاحب نظر است و بالاخره اين آشپز نيست که تعيين مي کند که آيا غذا خوش مزه است و يا نه ، بلکه مهمان.
ارد بزرگ : آدمهاي فرهمند به نيرو و توان خويش ايمان دارند .
4---
سقراط : خودت را بشناس .
افلاطون : انسانها خوبي را دوست دارند و مي خواهند كه خوبي هميشه از آن ايشان باشد .
ارسطو : هر چند مزاج سودايي، تعادل اخلاقي را از ميان مي برد، امّا اين آتش حرارتي ايجاد مي کند که با آن ارواح مستعد ، خود را گرم مي کنند و نبوغ خويش را بروز مي دهند .
ارد بزرگ : اهل سياست پاسخگو هستند ! البته تنها به پرسشهايي که دوست دارند !!!.
5---
سقراط : اطاعت حکم دولت براي نظام اجتماعي واجب است ولو آنکه حکم دولت به خطا و ضرر شخص باشد .
افلاطون : زشتي و بي وزني و ناهماهنگي انعكاس هايي هستند از روحي زشت و ناهماهنگ، همچنان كه زيبايي و موزوني و هماهنگي، تصاوير روحي شريف و هماهنگ اند
ارسطو : هنرمند دست دارد و فيلسوف انديشه. دست در صنعت وسيله وسيله هاست و انديشه در فلسفه ((صورتِ صورت ها)). شاعر و فيلسوف هر دو از نعمت فراموش کردنِ نفس خويش – نعمتِ از خود رستن – بهره مندند. هر دو چابکند و سودايي مزاج – هر دو پر هيجان و پر احساسند – هر دو بي خواب و بي آرامند و از رنج فکري و امعان نظر لذّت مي برند، آن ها نوابغند و اگر سوداي مزاج آن ها مفرط شود، ديوانه خواهند شد .
ارد بزرگ : آنچه رخ داده را بايد پذيرفت اما آنچه روي نداده را مي توان به ميل خويش ساخت .
6---
سقراط : اگر به ما ظلمي روا شد نيز نبايد آن را با ظلم ديگري پاسخ دهيم چراکه به رغم آنچه مردم مي پندارند اين کار برخلاف عدالت است.
افلاطون : شاعران را بايد تاجگلي بر سرشان گذاشت و از آرمانشهر بيرون كرد چون آنها دروغگو هستند و بر اساس تخيل صحبت ميكنند
ارسطو : انسان واقعي از نيکي کردن به ديگران خوشحال مي شود اما از اينکه ديگران به او نيکي کنند شرمنده مي شود زيرا آن نهايت بزرگواري و اين نهايت حقارت است و هيچ کس دوست ندارد حقير شود .
ارد بزرگ : سرزميني که اسطوره هاي خويش را فراموش کند به اسطورهاي کشورهاي ديگر دلخوش مي کند فرزندان چنين دودماني بي پناه و آسيب پذيرند .
7---
سقراط : تا هنگامي که يک قانون مغاير امر الاهي نيست، لازم الاتباع است.
افلاطون : پست ترين مرتبه شناخت، خيال است كه نخست تصويرها و سايه ها را دربردارد و ديگر انعكاس چيزهاي محسوس در آب و در اجسام سخت و صاف را. پس از آن مرتبه عقيده است كه چيزهاي محسوس جاندار و غيرجانداررا درمي يابد. خيال و عقيده، هردو مربوط به شناسايي جهان محسوس اند و از پندار برمي خيزند، فراتر از آن، استدلال عقلي و علم است كه پله هاي شناسايي جهان معنا هستند و برخاسته از فهم، استدلال عقلي به شناخت رياضيات مي انجامد و علم، شناخت ايده ها را ممكن مي سازد.
ارسطو : سيارات حول زمين ثابت مي چرخند .
ارد بزرگ : آنکه به سرنوشت ميهن و مردم سرزمين خويش بي انگيزه است ارزش ياد کردن ندارد .
8---
سقراط : آنگونه باش که مي خواهي به نظر برسي .
افلاطون : تا جايي كه مي توانيم [بايد] شبيه خدا شويم و آن هم عبارت است از دادگر و درستكار شدن به ياري حكمت .
ارسطو : با نظري به اطفال تربيت يافته ، آشکار مي شود که سرگرمي و تفريح ، خود هدف نيست چرا که يادگيري و بازي ، نمي تواند با يکديگر همراه شود از آن جهت که يادگيري مستلزم درد و رنج است. از اين رو بازي اطفال ، تنها از آن جهت ضرورت مي يابد که موجب رفع خستگي ناشي از تحصيل ، آن هم تحصيلي رنج آور شده و آنان را مهياي يادگيري بيشتر مي کند.
ارد بزرگ : آزادي باجي به مردم نيست ! چرا که مال و داشته آنهاست.
9---
سقراط : قوانيني عادلانه است که سازگار با اوامر الاهي باشد .
افلاطون : بايد ناظر همه هنرمندان و پيشه وران باشيم و نگذاريم، خواه در نقاشي و ... و در آثار ديگري كه پديد مي آورند، صفاتي ناپسند از قبيل لجام گسيختگي و پستي و زشتي را نمايان سازند و اگر نتوانند مطابق اين قاعده كار كنند، بايد آنان را از پديدآوردن آثار هنري باز داريم...
ارسطو : آسمان متشکل از فلکهاي تودرتو و متحدالمرکزي است که حرکتهاي خاص خود را دارند. هر فلک شامل يک يا چند جرم آسماني (ثوابت و سيارات ) است که با حرکت افلاک تغيير مکان مي دهند. بنابراين ، هر فلک محرک آن دسته از جرمهاي آسماني است که در آن قرار گرفته اند. از بالاترين فلک (فلک ثوابت ) به پايين ترين آنها (فلک قمر) از کمال فلکها کاسته مي شود. اين فلکها منشأ تغييرات فيزيکي ، شيميايي و زيستي در کرة زمين اند.
ارد بزرگ : شالوده و زيربناي گسترش هر کشور ، فرهنگ است .
10---
سقراط : با پدر و مادر چنان رفتار کن که از اولاد خود توقع داري .
افلاطون : با گذر زمان شاعران نخستين كساني بودندكه باب قانون شكني و بي سليقگي را باز كردند، اينان استعداد طبيعي براي شعر گفتن داشتند، ولي از نظم و قانوني كه بر موسيقي حكم فرماست بي خبر بودند، از اين رو عنان خود را به دست توده مردم سپردند و فراهم ساختن لذت براي شنوندگان را يگانه هدف خود قرار دادند... و اين عقيده نادرست را ترويج كردند كه شعر و موسيقي تابع قوانين خاصي نيست بلكه بهترين معيار خوبي و زيبايي موسيقي، لذتي است كه به شنوندگان دست مي دهد...
ارسطو : هيچ چيز نامتناهي بالفعلي وجود ندارد، به همين جهت تمام اجزاء جهان متناهي هستند..
ارد بزرگ : ستايش گران ميهن ، زنان و مردان آزاده اند .
11---
سقراط : زير پا نهادن قوانين ناعادلانه است .
افلاطون : نخستين پايه تربيت تن و روح كودك جنبش دائم و شبانه روزي است .
ارسطو : داشتن چيزي، غير از حافظه نيست.
ارد بزرگ : خوش نامي بزرگترين فر و افتخار هر آدمي است .
12---
سقراط : سعي کن آنچه مقدر است ، آرام تحمل کني .
افلاطون : ما قادر نيستيم از چيزي که پيوسته در حال تغيير است، شناخت حقيقي پيدا کنيم. جهان طبيعت پيوسته در حال تغيير است و شناخت حقيقي نمي تواند به آن تعلق بگيرد. در مورد عالم ظاهر، يعني عالم محسوسات، فقط مي توان با حدس و گمان حرف زد .
ارسطو : پنچ چيز خلاف عقل سليم است: برهان و جدال و خطابه و شعر و مقالطه . که اين پنج چيز با منطق مخاطب مقابله مي کند و او را گول مي زند شعر اينگونه است.
ارد بزرگ : آدم هاي بزرگ به خوشي هاي کوتاه هنگام تن نمي دهند .
13---
سقراط : فرق انسان با حيوان در کنترل هواي نفس و هوسهاست .
افلاطون : روح پيش از آنکه در جسم حلول کند، در عالم مثال وجود داشته و مثل يعني حقايق را درک کرده است. اما همين که به اين دنيا آمد و در بدن انسان حلول کرد، همه مثالها را از ياد مي برد. با اين حال، خاطره اي مبهم از آن ها را داراست، طوري که وقتي در جهان طبيعت با موجودات مختلف و شکل ها و صورتهاي آنها روبرو مي شود ، به ياد عالم مثال و صورتهاي آن مي افتد و همين امر در روح ، حسرت بازگشت به جهان اصلي را بر مي انگيزد .
ارسطو : شجاعت مرد در فرمانروايي و شجاعت زن در اطاعت و فرمانبري است .
ارد بزرگ : آنانکه تيشه به ريشه بزرگان و ريش سفيدان مي زنند خود و فرزندانشان را بي پناه خواهند ساخت .
14---
سقراط : فاش نكردن اسرار مردم دليل كرامت و بلندي همت است.
افلاطون : انسانها نمي خواهند روح خود را آزاد کنند تا به عالم مثال باز گردد. اکثر مردم به محسوسات يعني سايه هاي حقايق چسبيده اند و به دنبال خود حقايق نيستند .
ارسطو : زنان نبايد همچون مردان آموزش ببينند بايد اختلاف زن و مرد را در امر آموزش و تربيت در نظر آورد .
ارد بزرگ : زيبارويي که مي داند زيبايي ماندني نيست پرستيدني ست.
15---
سقراط : مرد عاقل كسي است كه كم گويد و زياد شنود .
افلاطون : نغمــه و وزن موسيقي تأثير فوق العــاده اي در روح انسـان دارد و اگر درست بكار رود مي تواند زيبايي را در رؤياهاي روح جايگزين كند.
ارسطو : بهترين حال براي زن آن است که زندگي خانوادگي آرامي داشته باشد .
ارد بزرگ : نماز عشق ترتيبي ندارد چرا که با نخستين سر بر خاک گذاردن ، ديگر برخواستني نيست .
16---
سقراط : انتقام دليل سبکي عقل و پستي روح است .
افلاطون : اصل خير به قانون جمال برمي گردد .
ارسطو : عدالت يعني انجام کامل وظايف توسط هر شهروند .
ارد بزرگ : آنکه در بيراهه قدم بر مي دارد آرمان و هدف خويش را گم کرده است .
17---
سقراط : يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد .
افلاطون : رفتار انسان از سه منبع نيرو ميگيرد: ميل، هيجان، و عقل. ميل شهوت و تحريک و غريزه اجزاي يک کلاند؛ و هيجان و قدرت ارادي و جاهطلبي و شجاعت نيز يک واحد تشکيل ميدهند؛ و دانش و انديشه و هوش و خرد نيز يکي هستند. منبع ميل و شهوت در شکم است؛ که انبار نيرو و مخصوصا نيروي جنسي است . مرکز هيجان و اراده در قلب و جوش و حرارت خون است؛ در اينجا احساسات دروني و تحريکات باطني طنين انداز ميشود. مرکز عقل و دانش در سر است؛ که ناظر و بازرس اميال و شهوات است و ميتواند ناخداي کشتي نفس بشود.
ارسطو : مابعدالطبيعه معرفتي است که در مورد کلي ترين احکام وجود بحث مي کند .
ارد بزرگ : تبار بي ريش سفيد ، همچون خانه بي سقف است .
18---
سقراط : خشم و غضب را به درگاه مردان با اراده راهي نيست.
افلاطون : محبت را فراموش نکنيدو آن را ناچيز نشماريد.
ارسطو : در بازي ، نيرويي نهفته شده که روان آدمي را از خواستهاي ناسودمند و احساسات و اميال چرکين پاک مي سازد و عواطف آدمي بخشي از خواص خطرناک و ناخوشايند خود را به هنگام بازي از دست مي دهد و پاک مي شود.
ارد بزرگ : از سفر کرده ، ارزش سرزمين مادري را بپرس .
19---
سقراط : نزديک ترين چيزها مرگ و دورترين چيزها آرزوهاست.
افلاطون : سگ ، همان روحي را دارد که فيلسوف .
ارسطو : بعد ماورائي عالم ذهني است و عيني نيست.
ارد بزرگ : در برف، سپيدي پيداست. آيا تن به آن مي دهي؟ بسياري با نماي سپيد نزديک مي شوند که در ژرفناي خود نيستي بهمراه دارند.
20---
سقراط : نمي توانم چيزي به ديگران بياموزم ؛ فقط مي توانم وادارشان کنم که بينديشند .
افلاطون : ملتي نميتواند قوي گردد مگر آنکه به خدا معتقد باشد. يک قدرت کيهاني ساده يا يک علت العلل يا يک «پويش حياتي» مادام که يک «شخص» نباشد نميتواند منبع اميد و رنج و فداکاري باشد؛ و نميتوان گفت به دلهاي مضطرب و نگران تسلي ببخشد و نا اميدان و مأيوسان را تشجيع و ترغيب کند.
ارسطو : تجربه ميوه اي است که آن را نمي چينند مگر پس از گنديدن.
ارد بزرگ : براي پويايي و پيشرفت، گام نخست از پشت درهاي بسته برداشته مي شود .
21---
سقراط : بايد بخوري تا زنده باشي ، نه آنکه زنده باشي تا بخوري .
افلاطون : كسي كه نمي داند ازكجا آمده است و به كجامي رود و آن هدف والاي زندگي اش كه مي بايدخود را براي وصول به آن به تكاپو بيندازد، چيست ،منكرخويشتن است .
ارسطو : در زندگي وقتي کاري براي انجام يا چيزي براي عشق ورزيدن يا بارقه اي براي اميدوار بودن داشتيد ، آن گاه بدانيد فرد شادي خواهيد بود .
ارد بزرگ : اگر بر ساماندهي نيروهاي خود توانا نباشيم ، ديگران سرنوشتمان را مي سازند .
22---
سقراط : كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند .
افلاطون : با سرانگشت عشق هر کسي شاعر مي شود .
ارسطو : خردمند هر آنچه را که مي داند نمي گويد و هر آنچه را که بگويد مي داند.
ارد بزرگ : دشمن ابزار نابود ساختن آدمي را ، در درون سراي او جست و جو مي کند .
23---
سقراط : براي دوست خود يک دفعه تمام محبت خود را ظاهر مکن زيرا هر وقت اندکي تغييري مشاهده کرد تو را دشمن مي دارد .
افلاطون : آغاز هر كار مهمترين قسمت آن است .
ارسطو : حركت، كمال شيء بالقوه است از آن حيث كه بالقوه است.
ارد بزرگ : هدف ما بايد داراي شور و برانگيختگي باشد . آرماني که آدمي را به وجد نياورد ، کسالت بار و خسته کننده است .
24---
سقراط : هيچ بيماري آسيب زا تر از دوري از عدالت نيست و مهمترين پايه عدالت چيزي نيست جز اطاعت از قوانين، و با تحقيق بيشتر به نظر مي رسد که سودمندي يا عدم سودمندي قوانين آنقدر اهميت ندارد که خود اطاعت از قوانين داراي اهميت است. چراکه اگر سرپيچي از قوانين آتن بين همه مردم رواج يابد، جامعه تباه مي شود و نظام زندگي مردم دستخوش هرج و مرج و آشوب خواهد شد.
افلاطون : بي صبري شخص را از هيچ رنجي نمي رهاند بلكه درد جديدي براي از پا درآوردن شخص بوجود مي آورد.
ارسطو : يادگيري و آموزش در ايام خوشبختي مانند زيور و در ايام ناملايمات مانند پناهگاه است.
ارد بزرگ : اگر جانت در خطر بود بجاي پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاري خويش آگاه سازي .
25---
سقراط : من همان کار مادرم را مي کنم. اين حقايقي که من مي گويم ، در ذهن شما هست ، من کمک مي کنم که شما اين نوزادهاي موجود در زهدان ذهن خودتان را به دنيا بياوريد .
افلاطون : دانايان حرف مي زنند چون چيزي براي گفتن دارند . احمق ها حرف مي زنند چون بايد چيزي بگويند .
ارسطو : مزيت باسوادان بر بي سوادان همانند برتري زندگان بر مردگان است.
ارد بزرگ : هنرمند و نويسنده مزدور ، از هر کشنده اي زيانبارتر است .
26---
سقراط : براي اينکه جامعه يي را از لحاظ اجتماعي، سياسي و اقتصادي بسنجيد وضعيت موسيقي آن را بررسي کنيد. پس هر چه سطح موسيقي در جامعه پايين تر باشد وضعيت اجتماعي، سياسي و اقتصادي مردم هم پايين تر است.
افلاطون : نيرومندترين مردم کسي است که خشم خويش نگه دارد.
ارسطو : در امور سياست نبايد فقط متخصصان ابراز نظر کنند ، شهروندان عادي نيز مي تواند به مسائل سياسي به پردازند. امر سياست درست مانند منتقدان ادبيات است که با وجود اينکه اين افراد خود نويسنده نيستند اما قادر به نقد آثار ادبي مي باشند.
ارد بزرگ : اسطوره ها زاينده اند ! آنان براي فرزندان سرزمين خويش همواره اميد به ارمغان مي آورند .
27---
سقراط : زندگي وقتي ارزش زيستن دارد كه خودم بتوانم گام به گام بگويم خودم آزمودم و به اين نكته رسيدم و بر مقتضاي اين نكته سيروسلوك مي كنم.
افلاطون : هرچيز را نگهبان بيشتر بود،استوارتر گردد ،مگر راز که نگهدار آن هرچند زياد باشد آشکارتر گردد .
ارسطو : انسان، دنيايي از عجايب است .
ارد بزرگ : عشق همچون توفان سرزمين غبار گرفته وجود را پاک مي کند و انگيزه رشد و باروري روزافزون مي گردد .
28---
سقراط : آن قدر بر مال دنيا حريص مباش كه از مفقود شدنش اندوهناك شوي .
افلاطون : اگر جوانان اين گفته ها را باور کنند و به توصيف هاي سزاوار شان فرمانروايان نيست بخندند چگونه مي توان از آنها که بشري بيش نيستند، انتظار داشت که آن کار ها را در خور شان خود ندانند و اگر روزي همين سخن ها را بر زبان آورند، يا مرتکب همان کار ها شوند، خود را نکوهش کنند . جوانان به خنده نيز نبايد اشتياق بيش از اندازه نشان دهند زيرا خنده زياد همواره عکس العمل خشونت بار و تشويش و اضطراب مفرطي در پي دارد. از اين رو پسنديده نيست که شاعران، مردان بزرگ را در حالي مجسم سازند که از خنده بي اختيار شده اند، چه رسد به اينکه خدايان را در چنان حالي نشان دهند.
ارسطو : فضيلت انسان در نگهداشتن حد وسط ميان افراط و تفريط است .
ارد بزرگ : مديران پر حرف ، وقتي براي عمل ندارند.
29---
سقراط : انسان از وقتي آغاز به فيلسوف شدن مي كند كه اين دو شعار را شعار زندگي اش قرار بدهد: اولاً اينكه «خود را بشناس» و دوم اينكه «زندگي نيازموده را نبايد زيست».
افلاطون : به خود ِ خويش بازگرد و در خويشتن بنگر . و اگر ببيني که زيبا نيستي ؛ همان کن که پيکر تراشان با پيکر مي کنند . هر چه زيادي است بتراش و دور بيانداز . اينجا را صاف کن و آنجا را جلا بده . کج را راست کن و سايه را روشن ساز و ... از کار خسته مشو .
ارسطو : کارهاي تکراري ما نشانه شخصيت ماست .
ارد بزرگ : کسي که همسر و کودک خويش را رها مي کند ، در پي خفت ابديست .
30---
سقراط : شجاعت چيزي جز ارجگذاري مبتني بر وقوف و دانش ( مخصوصا در برابرتهديد خطر) بر موهبتهاي زندگي نيست ، بنا بر اين جايزه ي شجاعت فقط حق کسي است که از اين وقوف و دانش بهره اي کاملتر دارد: مثلا از آن دو سرباز کسي شجاعتر است که يقيني روشنتر و قابل اعتماد تر دارد بر اينکه مرگ بر زندگي عاري از شرف ، و بر اسارت خود و بر شکست وطن ، بر تري دارد .
افلاطون : عشق? واسطه انسان ها و خدايان است و فاصله ي آنها را پر مي کند.عشق يافتني است نه بافتني. نمي توان آن را در کمند الفاظ در کشيد چنانکه نسيم بهاري را به فخ و دام نتوان صيد کرد بل تنها مي توان آن را صيد کرد.
ارسطو : تمايلات خود را ميان دو ديوار محكم « اراده » و « عقل » حبس كنيد.
ارد بزرگ : پر حرفي در هنگام اندرز ، از اثر آن مي کاهد .
31---
سقراط : من پيش از همه ي شما مي گويم که آموزگاري نداشته ام و چون همواره تهيدست بودم نتوانسته ام به سوفيست ها ، که مدعي بودند مي توانند مرا تربيت کنند ، مزد بدهم و از تربيت آنان بهره بر گيرم . خود نيز تاکنون نتوانسته ام راه تربيت درست را بيابم .
افلاطون : هنر تربيت هنري است که به ياري آن مي توان روح جوانان را به سويي ديگر گرداند. نه هنري که به وسيله آن بتوان در روح نيروي بينايي نشاند. کسي که تربيت جوانان را به عهده مي گيرد بايد قبول کند که اين نيرو از آغاز در روح آنان هست. منتها هنوز به سمتي که بايد متوجه شود، نشده است و به سويي که بايد بنگرد نمي گرد و يگانه وظيفه هنر تربيت اين است که در اين کار به آنان ياري کند.
ارسطو : عاقل آنچه را كه مي داند ، نمي گويد ؛ ولي آنچه را كه مي گويد ، مي داند.
ارد بزرگ : ساده باش ، آهوي دشت زندگي ، خيلي زود با نيرنگ مي ميرد .
32---
سقراط : ابله ترين دوستان ما، خطرناک ترين دشمنان هستند.
افلاطون : شاعر تقليد تقليد است و از اينرو انسان را دو مرحله از واقعيت دور ميكند .
ارسطو : نه تنها بايد به زنان اجازه حضور در فعاليت هاي سياسي و حتي نظامي را داد بلکه آنان را بايد وادار به اين امر نمود .
ارد بزرگ : درياها نماد فروتني هستند . در نهاد خود کوه هايي فراتر از خشکي دارند اما هيچ گاه آن را به رخ ما نمي کشند .
33---
سقراط : اگر خاموش بنشيني تا ديگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست كه سخن بگويي و خاموشت كنند .
افلاطون : فلسفه متعالي ترين موسيقي هاست .
ارسطو : اگر وحدت از يک حد مشخص فراتر رود جامعه سياسي را به نيستي مي کشاند .
ارد بزرگ : براي آنکه روانت را بپروري، ابتدا با خودت يکي شو .
34---
سقراط : مرد كامل آن است كه دشمنان از او در امان زيست كنند نه آن كه دوستان از او هراسان باشند .
افلاطون : از شاعر نخواهيد خودش را شرح دهد، نمى تواند.
ارسطو : در جامعه اي که همه با هم برادر باشند هيچ کس با هم برادر نيست .
ارد بزرگ : براي ماندگاري ، رويايي جز پاکي روان نداشته باش .
35---
سقراط : من نيز بر آنم که هرگاه بخواهيم در باره ي چيزي درست داوري کنيم بايد به شناسايي آن چيز اتکا کنيم نه بر شمار و رقم ، ميزان معرفت است نه راي اکثريت . پس در اين باره کسي مي تواند سخن بگويد که يا آن را از استادي نامور آموخته باشد و يا اگر خودآموخته است يک يا چند اثر از هنر خود را عرضه کند .
افلاطون : روشن است كسي كه تنها به ورزش بدني بپردازد وحشي و خشن مي شود و آن كه به تربيت روحي قناعت كند بيش از اندازه نرم و ملايم مي گرد .
ارسطو : داشتن مالکيت ، يک حق فطري و طبيعي انسان است .
ارد بزرگ : باور بدبختي از خود بدبختي دردناکتر است .
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum